به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، هوشمصنوعی به دلیل نداشتن مسئولیت قانونی، ناتوانی در معاینه بالینی و فقدان درک شرایط پیچیده انسانی، هنوز نمیتواند جای پزشک را در فرایند درمان بگیرد.
راحتی استفاده از ابزارهای هوشمصنوعی باعث شده است بسیاری از افراد پیش از مراجعه به پزشک، علائم بیماری خود را با آنها در میان بگذارند و حتی براساس پاسخشان، تصمیماتی برای درمان خود بگیرند.
کارشناسان معتقدند اگرچه هوشمصنوعی میتواند در تشخیص و تحلیل دادههای پزشکی نقش مؤثری داشته باشد، اما به دلیل نداشتن مسئولیت قانونی، ناتوانی در معاینه بالینی و فقدان درک شرایط پیچیده انسانی، هنوز نمیتواند جای پزشک را در فرآیند درمان بگیرد.
درمان وجه اجتهادی دارد
دکتر حسین کرمانپور، پزشک و رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور در این رابطه میگوید: در حوزه درمان، اکنون بسیاری از رشتهها مانند پوست و رادیولوژی تا حدی تابع هوشمصنوعی شدهاند و این فناوری میتواند با دادههایی که به آن ارائه میشود، در افزایش سرعت عمل و رسیدن به تشخیص کمک کند؛ اما در تیمار کردن که مرتبهای بالاتر از درمان است و در آن باید مؤلفههای اجتماعی مؤثر بر سلامت فرد نیز مدنظر قرار گیرد، هنوز نتوانسته است.
البته نمیخواهم بگویم که هرگز نخواهد توانست، چراکه دنیا در حال تحول است، اما چون اصولا این ماشینهای جستجوگر و پردازشگر، پردازش صحیحی ندارند، ممکن است بیمار را به بیراهه ببرند و فقط در همان بخش درمان کمک کنند، در حالی که بخشهای مهم دیگری نادیده بماند.
وی ادامه میدهد: درمان یک وجه اجتهادی دارد؛ به این معنا که اگر علائمی را به هوشمصنوعی بدهید و بگویید برای مثال دو ساعت است غذا نخوردهام، پیشنهادت چیست، هوشمصنوعی به شما خواهد گفت بهترین کار این است که اکنون غذا بخورید. اما اگر بگویید جدا از این مسأله، در حال مصرف دارویی هستم و همسرم نیز به یک بیماری صعبالعلاج مبتلاست، در اینجا دیگر هوشمصنوعی نمیتواند اجتهاد کند و دقیقا به شما بگوید چه کاری در اولویت است.
اینجا باید یک انسان حضور داشته باشد؛ چراکه فقط انسان میتواند مجموعهای از علائم را بهصورت دامنهدار در کنار یکدیگر قرار دهد. فرض کنید فردی به هوشمصنوعی میگوید ماشین من خاکی یا گِلی است، اما خانه من در ۱۰متری کارواش قرار دارد، چه کنم؟ هوشمصنوعی پاسخ میدهد چون فاصله شما ۱۰متر است، نیازی نیست سوار ماشین شوید، یعنی موضوع اصلی را رها میکند؛ در حوزه پزشکی، این مسأله به مراتب حساستر و مهمتر است.
کرمانپور تأکید میکند: این که مردم برای افزایش دانستههای خود از هوشمصنوعی استفاده کنند، ایرادی ندارد و کسی هم نمیتواند جلوی آن را بگیرد، زیرا دسترسی به این ابزارها رایگان است و ما هم نمیتوانیم توصیه کنیم که از آن استفاده کنند یا نکنند؛ اما خواهش ما این است که مردم عزیز نسبت به این موضوع هوشیار باشند. ما هم در جامعه پزشکی از هوشمصنوعی استفاده میکنیم، اما تصمیمگیرنده نهایی یک انسان است؛ انسانی با عقل طبیعی که میتواند و باید پاسخگو باشد.
هوش مصنوعی ضمانت قانونی ندارد
ارتباط با هوشمصنوعی و هرگونه عملکرد آن، ضمانت قانونی و اجرایی ندارد اما حوزه پزشکی و سلامت، حوزه پذیرش مسئولیت است. یک پزشک، مسئولیت حرفهای دارد و وقتی تجویزی میکند یا تشخیصی میدهد، پای آن تشخیص و تجویز میایستد و اگر خداینکرده اتفاقی برای بیمار یا اطرافیان او رخ دهد، هم در برابر بیمار و خانوادهاش و هم در مراجع ذیصلاح قضایی پاسخگو خواهد بود.
کرمانپور با بیان این موضوع میافزاید: اکنون اکثر هوشهای مصنوعی در پایان پاسخهای خود این جمله را اضافه میکنند که در هر صورت باید به پزشک مراجعه کنید و من امکان معاینه شما را ندارم. هوشمصنوعی فقط بر اساس علائمی که شما برایش مینویسید و اطلاعاتی که از قبل در اختیار دارد، پاسخ میدهد. نمیتواند شما را معاینه کند، دارو تزریق کند، زردی پوست یا علائم ظاهری شما را ببیند یا بسیاری از مواردی را که بر پایه مشاهده، لمس، دقت و استفاده از حواس پزشک است، تشخیص دهد. اگر در آینده بتواند به این قابلیتها نیز دست پیدا کند، نهفقط پزشکی بلکه بسیاری از مشاغل دیگر نیز دستخوش تغییر خواهند شد؛ اما تا زمانی که این وابستگی وجود دارد، حرف اول را انسان، مسئولیتپذیری او و همدلی و همدردی با بیمار میزند؛ موضوعی که در جامعه پزشکی کیمیاست و جایگاه خود را دارد.
توانایی هوش مصنوعی در تشخیص
دکتر جمشید قسیمی، استاد هوش مصنوعی و علوم شناختی دانشگاه، مسئول بخش پژوهشهای بنیاد پروفسور حسابی و از بنیادگذاران «مؤسسه توسعه شناخت فکرآوران» (مجموعه توسعهدهنده سلامت پیشرفته با هوشمصنوعی) در این رابطه میگوید: در بحث درمان اصولا دو نکته را باید در نظر داشته باشیم؛ یکی تشخیص و دومی درمان. در موضوع تشخیص، هوشمصنوعی اکنون پیشرفت محسوسی کرده است؛ مثلا در تشخیص از روی امآرآی یا سیتیاسکن، هوشمصنوعی اکنون هم توان بسیار بالایی برای انواع تشخیصهای تصویربرداری دارد و به اعتباری، اگر یک متخصص خوب تصویربرداری بخواهد بهترین تشخیص خود را ارائه دهد، حتما باید یک متخصص هوشمصنوعی در حوزه تصویربرداری هم کنارش باشد. اما اگر خود شخص بیمار بخواهد صرفا براساس تشخیص هوشمصنوعی از روی تصویربرداری تصمیمگیری کند، توصیه این است که حتما همراه با یک پزشک یا متخصص باشد، نه به تنهایی.
وی ادامه میدهد: در مورد درمان، موضوع پیچیدهتر است. هوشمصنوعی میتواند درباره این که درمان با چه روشهایی انجام شود و بهترین درمان چه باشد، توصیههایی ارائه دهد اما باز هم به چند دلیل از جمله نداشتن معاینه فیزیکی و بالینی، نداشتن مسئولیت قانونی و همچنین شرایط پیچیدهای مثل موارد اورژانسی، نباید صرفا به هوشمصنوعی اتکا کرد. پس چه در درمان و چه در تشخیص، هوشمصنوعی میتواند بسیار کمککننده باشد، به شرطی که در کنار یک متخصص از آن استفاده شود.قسیمی میافزاید: نکته ظریفی که تمایل دارم به آن اشاره کنم، لزوم بهروز بودن متخصصان و پزشکان برای تصمیمگیریهای بهتر است. یک متخصص باید داروهای جدید این حوزه را دائما دنبال کند تا اگر بیماری با پیشنهادی از طرف هوشمصنوعی مراجعه کرد، بتواند آن را بشناسد و فاصله یا بیاعتمادی بین بیمار و پزشک ایجاد نشود؛ یعنی بیمار تصور نکند پزشک نمیداند اما هوشمصنوعی میداند. پس لازم است پزشک، حداقل در استفاده از هوشمصنوعی و بهروزرسانی دانش خود، یک قدم جلوتر از بیمار باشد.
«آینه شناختی» و «دارونما»
مسئول بخش پژوهشهای بنیاد پروفسور حسابی در پاسخ به این سئوال که آیا میتوانیم بگوییم اگر متخصصان از هوشمصنوعی استفاده کنند، بسیار مطلوب است، اما اگر فردی که اصلا با این حوزه آشنایی ندارد و بیمار است، خود را در حوزه درمان به هوشمصنوعی بسپارد، صلاح نیست، میگوید: این که خود را کاملا به هوشمصنوعی بسپارد صلاح نیست ولی این که به سراغ هوشمصنوعی برود، اتفاقا خوب است. حدود پنج سال است که در دنیا مفهومی در هوشمصنوعی مطرح شده به نام «آینه شناختی» (Cognitive Mirror). در این مفهوم، هوشمصنوعی مثل یک آینه عمل میکند و به فرد اجازه میدهد خود را از جنبههای مختلف بشناسد؛ هم از جنبههای روانی و شناختی و هم از جنبههای بیولوژیک، بدنی و بالینی. این موضوع میتواند بسیار مفید باشد، چون پزشک همیشه همراه فرد نیست اما هوشمصنوعی میتواند همیشه همراهش باشد و فرد، خود را در این آینه ببیند.
قسیمی با طرح نکته دیگری با عنوان «دارونما» (placebo) تصریح میکند: گاهی به بیمار گفته میشود این دارو برای درد یا سردرد مؤثر است، در حالی که دارو واقعی نیست و مثلا چیزی شبیه یک تکه قند است اما چون ذهن بیمار آماده میشود، مغز موادی ترشح میکند که به کاهش درد کمک خواهد کرد. هوشمصنوعی هم گاهی میتواند همین نقش را ایفا کند؛ مثلا بگوید این کار یا این خوراکی حالتان را بهتر میکند و فرد هم احساس بهبود کند، در حالی که لزوما بهترین یا مؤثرترین درمان نبوده است.
وی میافزاید: در کنار مفهوم آینه شناختی، مفهومی به نام «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin) هم مطرح میشود؛ بخشی از وجود ما که به دادههای دیجیتال تبدیل میشود و هوشمصنوعی آن را نگه میدارد. دوقلوی دیجیتال، در واقع یک هوشمصنوعی شخصیسازیشده است که از هر فرد، یک مدل میسازد و هرچه داده بیشتری دریافت کند، آن مدل کاملتر میشود. مثلا الگوهای رفتاری، داروهایی که مصرف میکنید، تغذیه، قد، وزن، کاهش یا افزایش وزن، رنگ چهره، وضعیت معده، اضطراب، سردرد و دهها مورد دیگر را دریافت و ذخیره میکند و از شما یک مدل دیجیتال میسازد. این دوقلوی دیجیتال احتمالا طی پنج تا حداکثر ۱۰سال آینده کاملتر خواهد شد و هر فرد یک هوشمصنوعی شخصی خواهد داشت؛ روی گوشی، لپتاپ یا حتی از طریق ساعت
هوشمند.
این استاد هوش مصنوعی مثال میزند: ساعتهای هوشمند، ضربان قلب و بعضی از آنها فشار خون را هم اندازهگیری میکنند. این اطلاعات، دائما مدل فرد را بهروزرسانی میکند و در نهایت یک دوقلوی دیجیتال بسیار نزدیک به ویژگیهای واقعی فرد شکل میگیرد. در واقع چیزی شبیه یک پرونده پزشکی است، اما بسیار کاملتر، چون بهصورت ۲۴ساعته داده جمعآوری میکند؛ برخلاف پرونده پزشکی معمولی که فقط هنگام مراجعه به پزشک تکمیل میشود. این موضوع میتواند کمک بسیار بزرگی به بیمار کند.
وی در پاسخ به این سئوال که با توجه به این توضیحات، آیا میتوانیم انتظار داشته باشیم روزی هوشمصنوعی جای پزشک را بگیرد و بیماران، تمامی روند درمان خود را با هوشمصنوعی طی کنند یا این بیشتر شبیه خیالپردازی است، میگوید: میتوانیم خیلی به این موضوع نزدیک شویم، اما چند مشکل وجود دارد. اول این که معاینه فیزیکی در این سیستم، کماکان وجود ندارد که برای تشخیص بسیار مهم است؛ دوم این که رابطه بین بیمار و درمانگر، یک رابطه اجتماعی و عاطفی است. سوم این که آینده سلامت به همکاری پزشک، بیمار و هوشمصنوعی در کنار هم بستگی دارد. نمیتوان پزشک را کاملا حذف کرد، اما میتوان با کمک هوشمصنوعی، درمان را دقیقتر، ارزانتر و شخصیتر کرد.
سخن آخر
هوشمصنوعی دیگر مهمان آینده نیست؛ وارد زندگی روزمره و حتی برخی مطبها و بیمارستانها شده است. با این حال، آنچه از دیدگاه کارشناسان اهمیت دارد، استفاده درست از این فناوری است. هوشمصنوعی میتواند سرعت تشخیص را افزایش دهد، دادهها را تحلیل کند و به شخصیسازی درمان کمک کند، اما تصمیم نهایی همچنان باید توسط پزشکی گرفته شود که مسئولیت حقوقی، تجربه بالینی و درک شرایط جسمی و روانی بیمار را توأمان بر عهده دارد. به نظر میآید آینده پزشکی نه حذف پزشک، که همکاری نزدیکتر پزشک و هوش مصنوعی باشد؛ همکاری که اگر درست مدیریت شود، هم کیفیت درمان را افزایش میدهد و هم از خطر خوددرمانیهای ناآگاهانه جلوگیری خواهد کرد.

نظر شما